محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
5392
تاريخ الطبرى ( فارسي )
وى خواهر كريب بود . و ام قاسم كه مادرش خرق بود و رمله ، ام جعفر ، كه مادرش حلى بود . و ام على كه مادرش انيق بود . و ام العاليه كه مادرش سمندل بود . و ريطه كه مادرش زينه بود . ( 361 مفضل بن محمد ضبى گويد : رشيد كس از پى من فرستاده بود بىخبر بودم كه شبانگاه فرستادگان بيامدند و گفتند : « به نزد امير مؤمنان بيا . » گويد : روان شدم تا به نزد رشيد رسيدم و اين به روز پنجشنبه بود . وى تكيه داده بود . محمد بن زبيده سمت چپ وى بود و مامون به سمت راست وى سلام گفتم به من اشاره كرد كه نشستم ، به من گفت : « اى مفضل ! » گفتم : « اى امير مؤمنان آمادهء فرمانم » « گفت : « در كلمهء فسيكفيكهم چند نام هست ؟ » گفتم : « اى امير مؤمنان سه نام » گفت : « چه باشد ؟ » گفت : « كاف از آن پيمبر خداست ، صلى الله عليه و سلم ، ها و ميم از آن كافران است و ياء كه از آن خداى است عز و جل . » گفت : « راست گفتى ، اين نيز ( يعنى كسايى ) به ما چنين افادت كرد . گويد : آنگاه به محمد نگريست و به دو گفت : « اى محمد فهميدى ؟ » گفت : « آرى » گفت : « مطلب را چنان كه مفضل گفت براى من تكرار كن . » گويد محمد مطلب را تكرار كرد ، آنگاه رشيد به من نگريست و گفت : « مطلبى دارى كه در حضور اين پير از ما بپرسى ؟ » گفتم : « آرى اى امير مؤمنان . » گفت : « چه باشد ؟ » گفتم : شعر فرزدق كه گويد :